ادريس بن حسام الدين بدليسى
پيشگفتار 15
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
حكمت آيين نخواهد بود » ( كتاب حاضر ، ص 11 ) . مؤلّف انگيزهء تأليف كتابش را اداى فريضهء دينى و عمل به تكليف شرعى بيان نموده كه « بالضّروره ، بر اهل علم و معرفت . . . لازم آن باشد كه همواره به اعلام احكام خدا و رسول و تبيين سبل هدا خود را مجبور انگارند و بنابراين امر ، اين فقير حقير و خادم علوم دينيّه به ترتيب اين رساله اقدام نمود » ( كتاب حاضر ، ص 17 ) . او با قبول تقدّم ذاتى و فضيلت معنوى علم و حكمت بر ملك و حكومت ، به استناد كريمهء وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ آثار ظاهرى سلطنت را اعمّ و اشمل از حكمت دانسته و رسيدن بدان مرتبه را از مواهب عظماى الهى مىشمارد و با آوردن شواهد و اقتباسات شعرى و آيات قرآنى و احاديث نبوى و سخنان حكمتآميز و با دقّت و مواظبتى كه در قرينهسازىهاى هنرى و سجعها و موازنههاى دلانگيز و ديگر محسّنات لفظى به كار برده ، هر خوانندهء صاحب ذوق را بهرهمند و محظوظ مىسازد . نثر كتاب استوار و لطيف است با كلماتى ملايم كه در آن داد هر موضوعى كمابيش داده شده ، با آنكه ملالانگيزى ملازم بسيارى از نثرهاى مصنوع مسجّع مىباشد ، در اين كتاب ، تلفيق ماهرانهء كلمات و تأثير آهنگين بودن حروف ، كه در القاى معانى و مقصود سهم بسزايى دارد ، سبب شده است كه خواننده كمتر احساس خستگى و دلزدگى كند . بخصوص كه فضاى سخن او انباشته از روايح حكمت و موعظت و مصلحت است ، با اين همه كتاب از نقد و نظر ، فارغ و بىنياز نمىباشد : افزون بر طولانى بودن برخى جملههايى كه مقصود را در پيچ و خم عبارات سختياب و ديرفهم ساخته ، گاهى در استشهاد به آيات و ابيات ، دقّت لازم را نشان نداده . نيز گاهى بخشى از آيهاى را با پارهاى از آيهء ديگر ، به ادنا مشابهت آورده . گاهى هم به عمد و از روى قصد كلمات بيتى را در جهت القاى انديشه و مقصود و متناسب با آن ، تغيير داده و شرط امانت را وانهاده و بر اثر طول اقامت در خاك عثمانى برخى موازين زبان را نيز فراموش كرده است . در سجعسازىها گاهى با تكلّفات بىروح و بارد و آوردن مترادفات زائد سبب اطالهء كلام و ملالانگيزى آن گشته و گويى به ارزش ايجاز و لزوم رعايت آن نينديشيده است . در مواردى محسّنات لفظى ، بيشتر به صورت يك امر زينتى به كار رفته و سخن را به